نویسنده :
بهاره - ساعت ۳:۱٠ ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۸
دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم
پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.
دختردهه 60 : 20ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه ... دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی ... دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی ... دارم میرم توهم بزنم !!!
دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.
پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .
دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.
پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.
دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.
پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.
دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.
پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.
جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.
دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.
جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.
پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.
دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.
داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.
عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.
مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .
عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.
عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.
عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.
پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه
دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5
پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت
دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.
جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری
نویسنده :
بهاره - ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۸
میگم هی میگن خوابگاه بده خیلی هم بد نیستا؟برای مثال ١_تا موقعی که اجازه میدن میری بیرون چه با دوستات چه با دوست پسرات٢_همونجا می مونی و ددی هی برات پول میفرسته به امید اینکه بچم دکتر مهندس بشه٣_با دوست پسرات <چه دوست هم دانشگاهی یا...>میری......<بقیش رو خودتون میدونید>۴_یه کم خودت رو واسه استادا لوس کنی قبولی<دانشگاه ازاده دیگه>
نویسنده :
بهاره - ساعت ۱٢:٤٩ ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ،۱۳۸۸
سلام حالتون چطوره؟امروز میخوام درباره ی پل نیومن صحبت کنم.میشناسیدش که؟همون کسی که جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را درفیلم رنگ پول در سال 1987گرفت.او در کنیون کالج اوهایو در رشته ی اقتصاد تحصیل میکرد اما هنگامی که متوجه شد به تئاتر علاقه دارد به یک گروه تئاتر ملحق شد سپس عازم مدرسهی هنرهای نمایشی دانشگاه ییل شد.او بعد از پایان تحصیلات به اکتوز استدیو رفت.پل به خاطر فیلم تابستان گرم طولانی مارتین ریت در سال 1957 نخل طلایی بهترین بازیگر در جشنواره ی کن را به دست اوردو با فیلم گربه ی روی شیروانی داغ نامزد اسکار شد.اودر سال 1958 با جووان وودوارد ازدواج کرد و همراه او فعالیت های سیاسی بسیاری داشت.او سرانجام در 26 دسامبر 2008 در سن 83 سالگی در اثر سرطان ریه در گذشت.
نویسنده :
بهاره - ساعت ٩:٥۳ ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۸
میگم دیدین سایتا رو فیلتر میکنن؟اینا فکر کردن اگه فیلتر کنن دیگه کسی چیزی نمینویسه.همش کار همین فاطی کماندو هاست.ایستادن میگن خانوم حجابو رعایت کن منم از حرس اینا شالو و استینو میکشم عقب.اخه یکی نیست بگه ادم ناحسابی وقتی میبینی کسی محل نمیذاره چرا سرتو نمیندازی پایین بری؟
نویسنده :
بهاره - ساعت ٩:٤۳ ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۸
نویسنده :
بهاره - ساعت ٩:٤۱ ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۸
نویسنده :
بهاره - ساعت ٩:٢۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۸
سلام دوستای گلم.امروز با یک طالع بینی اپم.
مشخّصات کلی متولدین اسفند ماه:
بسیار حسّاس و رؤیایی ، دارای حسّ ششم ، خیلی ظریف و نرم عمل میکند ، اهل آرامش و ملایمت ، همیشه موافق ، سازشکار و دارای تخیّلات شدید ، اصلاْ واقع بین نیست ، سازگار ، زود رنگ عوض می کند ، احساساتی ، قابل انعطاف ، دارای افکار غیر واقعی و غیر منطقی ، بسیار متین و آرام ، کم عصبانی می شود ، مهربان ، علاقه مند به موسیقی ، عاشق صلح و آرامش ، کم انرژی ، سادهلوح ، پول دوست ، مرموز ، داستانپرداز قوی
نیکوکار خجالتی ، خواستار تشویق و حمایت ، زود رنج ، از نظر جسمی ضعیف ، دو دل ، ترسو ، خیلی حسود ، باریک بین و دقیق ، خیالباف ، نا امید ، اهل نامه نگاری ، علاقه زیادی به جشن تولّد ، یا منفی کامل است یا مثبت کامل ، دارای صبر ایّوب است ، گاهی اوقات واهی و پوچ گرا ، نازنین ولی ناقلا ، اهل معنویّات ، به دخترانش علاقه زیادی دارد ، غمگرا ، خواستار نوازش ، احساس آرامش میدهد .
مرد اسفند
به هیچ عنوان حد وسط ندارد، یا منفی کامل است یا مثبت کامل، از کم کاری و خونسردی او نرنجید، هفتهای دو سه بار به او بگوئید دوستش دارید. متعصب نیست و هرگز به قضاوت نمینشیند و تا زمانیکه به مطلبی پی نبرده باشد نظریهای ابراز نمیدارد
زن اسفند
ظرف عسلی است که قدری فلفل به داخل آن ریخته شده است. از بسیاری جهات بینظیر است. ناراحتترین مردها در جوار زن اسفند احساس آرامش میکنند. سخت رویائی و خیالباف است، به کودکان خویش عشق میورزد. اول اسفند چون ماه تولد خودمه.
نویسنده :
بهاره - ساعت ۱٠:٥۳ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۸
چرا با درخواست من موافقت نمی کنی ؟
- خودت بگو .
- چون فکر می کنی به اندازه کافی پولدار نیستم ؟
- نه .
- چون فکر می کنی به اندازه کافی دوستت ندارم ؟
- نه .
- چون فکر می کنی به اندازه کافی خوش تیپ و خوشگل نیستم ؟
- نه .
- چون فکر می کنی بهت وفادار نیستم ؟
- نه .
- خوب خودت بگو .
- تو اگه آدم حسابی بودی با داشتن زن و بچه به فکر زن صیغه ای نمی افتادی 